كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
677
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ماخان ، و از نواحى شبرغان تا اقصاى مازندران جمع آمدند و از دار السلطنهء هرات به سرعت تمام نهضت فرمود و منازل و مراحل مىپيمود تا در ولايت جام غلبه و ازدحام آن دو سپاه خونخوار و آن دو درياى زخّار به هم رسيد . بيت دو لشكر برابر شد آراسته * ز هر جانبى بانگ برخاسته ز بس نعره كامد برون از كمين * فرود اوفتاد آسمان از زمين چو بر جنگ شد ساخته سازشان * گريزنده شد ديو ز آوازشان « 109 » آتش قتال اشتعال يافت و شرار كارزار زبانه كشيد . از گرد نعال تكاوران چشمهء آفتاب روى بپوشيد و از غبار ستم اسبان بسيط پردهء اغبر در سر كشيد . نائرهء حرب آتش فنا در خرمن جانها مىافكند و تندباد حمله نهال بقا را از رياض وجود برمىكند . ميرزا سلطان محمد و ميرزا ابو القاسم بابر چون رعد در نيسان و برق در نيستان مىخروشيدند و مىكوشيدند و از هرطرف مىتاختند و بسيارى مىانداختند و به تيغ و سنان يكى دو و دو يكى مىساختند . بيت آن يكى چون سپهر آينه فام * جوشن انتقام پوشيده و مانند بهرام تيغ خونآشام از نيام كشيده و اين يكى پيكان آتش بار به زهر كين آب داده و خدنگ چهارپر در كمان سه « 110 » پىنهاده از بيم نيزهء پيچان آن سماك رامح سيمابوار تن همه لرزان و از ترس خدنگ زودآهنگ اين نسر طاير كبوترآسا به جان هراسان و آن دو لشكر تندخوى جنگجوى از دو سوى روى در روى آورده آنچه امكان مقابله و جدال و محاربه و قتال و كشش و كوشش و آويزش و
--> ( 109 ) . خمسهء نظامى ( شرفنامه ) ص 137 . ( 110 ) . كذا به فتح باى فارسى كمان سهپى به ظاهر كمانى است كه سهبار معصّب است .